BoredBrown

I am so bored

نام:
مکان: اردبیل, Iran

2010/03/16

لیمویی

من  حوصله ی گفتن ندارم
تو هم خسته از شنیدن
حالا چکار کنیم؟
من میدانم
دوباره مثل قبلا ها
لب هایم را سرخ میکنم.بادبادک هوا میکنم .میدوم .میخندم .میخندیم
بادبادکم را آزاد میکنم در باد
...مثل موهایم
آنقدر میخندم که  تلافی همه لحظه ها باشد
این دفعه لیمویی میپوشم با چکمه های سرخ
وای که دلم لک زده برای رنگ ها و انگشتر فیروزه ی مادر
بیا دیگر حرف نزنیم
بیا دیگر گوش نکنیم...برایمان مهم نباشد دیگران.
دلمان که تنگ که شد کتاب بخوانیم
بیا باهم شاد باشیم
 






13 Comments:

Anonymous م.ی said...

این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

3/16/2010 02:50:00 PM  
Anonymous milad said...

mikhastam avalin nazaro benvisam . nashod . khube ke be in muzuhaye kheyli khub fek mikonio mipardazi. ba khundanesh zehne adam dargir mishe . kheyli ghashango bi tarof minivisi . dast marizad

3/16/2010 02:53:00 PM  
Anonymous م.ی said...

hazf nakon...harchi migam raste
yeroz oni ke bazi vaghta in shadito azat migiraro peyda mikonam...be ruzegare siah mineshoname

hozoret shadi bakhshe sadaf,hatta age ...

3/16/2010 02:54:00 PM  
Blogger صدف ح said...

م.ی عزیز
به نظرم اینجا جای اینجور حرفا نیست
ممنون

3/16/2010 02:58:00 PM  
Anonymous dolphin said...

پرسیدی حالا چه کار کنیم ؟ می گویم! از رنگ ها لذت ببر ، انگشتر فیروزه در دستت ، پیرهن لیمویی بپوش ، با چکمه هایی به رنگ لبانت. ومن از لذت ها ... هیچ کدام را نمی خواهم!چرا که تماشای خنده هایت در زمینه ی طوسی آسمان یرایم اوج لذت است ، حتی لذیذ تر از سبکی بادبادک در دستت و شاید سرخ تر از آن!!

3/16/2010 03:14:00 PM  
Anonymous raheb said...

salam be range sorkh o chakmehaye sorkh,labhaye sorkh,ebteda o entehaye sorkh,ketabe sorkh,shere sorkh,hoseleye sorkh,...,

3/17/2010 12:06:00 PM  
Anonymous آشنا said...

و در آن لحظه كه باد در پس كوچه تو را مي خواند
و من از باد تو را مي خواهم
و دگر خسته از اين كهنه سرا
كه تو را كم دارد
شاد بودن كه تو را مي طلبد
رنگ سرخي كه سياهي شكند


---------------------------

بعضي وقتا كه مطالب وبلاگت رو مي خونم حس نوشتنم تازه ميشه ، يه جورايي جواب مي دم به مطالبت ، حالا هماهنگ بودنش رو مطمئن نيستم ولي چيزي كه تو ذهنم هست رو مي نويسم !
يه وبلاگ را مي ندازم ، اينطوري نميشه !!! دفعه بعد آدرسش رو ميدم !

3/17/2010 11:46:00 PM  
Anonymous ناشناس said...

تولدت مبارک

3/19/2010 05:39:00 PM  
Anonymous ناشناس said...

من نمیتوانم دوست داشتن را به شما یاد بدم شماهم نمیتوانید فراموش کردن را.

3/21/2010 10:56:00 PM  
Anonymous ناشناس said...

I can not learn to love to hate you as you have not forgotten

3/22/2010 04:22:00 AM  
Anonymous manchester said...

I'm not telling you the mood of the weary listening to do now?
I know my lips again, like before the Game Red I do air kite. I know. I laugh. We are laughing. I kite release at blast example my hair...so I'm laughing revenge is all the moments I wear lime this time with red boots. Oh, that I struck stain for colour and turquoise ring the mother. Come on don't speak again. Come on don't listen again...not important to be for us, rest. When we will heart strait read books, happy we come together.

3/22/2010 05:29:00 AM  
Blogger صدف ح said...

خیلی ممنون!

3/22/2010 06:42:00 PM  
Blogger Mori said...

SALAM SALAM 100 TA SALAM. CHE WEBLOGE GHASHANGI DARI. CHIZAYI K TUSH NEVESHTI, ADAMO MAHVE KHODESH MIKONE. JEDDAN ALIYAN. DASTE GOLET DARD NAKONE. E SHARMANDE, MOARREFI NAKARDAM. MAN HAMUN KUCHULUAM. MOVAFFAGH BASHI.

7/26/2010 12:14:00 AM  

ارسال يک نظر

<< Home