میدانستم

سرت را به سینه ام میفشردی و انگشتانم تک تک اشک هایت را در قلبم جا میداد و تنگ ترش میکرد
گریه میکردی
نه به خاطرگل های سفید و صورتی پلاسیده ی گلدان جلوی پنجره
نه به خاطر تصادفی که صبح دیده بودی و دلت نمیامد برایم تعریف کنی
نه به خاطر کبوتری که راهش را گم کرده بود و خود را به پنجره میکوبید
نه...
به خاطر من
منی که میدانستم
میدانستم دلت پرمیزند برای قوس کمرش در پیراهن سرخ...
و تنها حلقه ام را میچرخاندم دور انگشتم
15 Comments:
من
پری كوچك غمگینی را
می شناسم كه در اقیانوسی مسكن دارد
و دلش را در یك نی لبك چوبین
می نوازد آرام آرام
پری كوچك غمگینی كه شب از یك بوسه می میرد
و سحرگاه از یك بوسه به دنیا خواهد آمد
پیراهن سرخ و قوس کمر . ترکیبی بسیار تاثیر گذار و زیبا ، همراه با یقین . نه کفتن به یک فضای رمانتیک و صورتی در برابر نیاز به دیدنت . و گریه یعنی شوق و صداقت در برابر غرور و بی اعتنایی تو . و دور چرخش تکراری حلقه . در ورای فضای صادقانه و پاک شعر احساسی از پوچی به دست میدهد . لذت بردم .
ببینم تو که این لحظه هارو تجربه نکردی...پس...تخیل عجیبی داری!!!
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
درود
عالی بود. انسان رو تا بی کران خیال می برد. مثل یک رویا بود. لذت بردم.
هزاران گل سرخ
دلم گرفته !
كمي ســـه تار بزن ....
تمام غربت آئينه را هوار بزن ....
و حرفهاي دلت را كه مثل من تنهاست ، بخوان و در غزلت شاعرانه جار بزن.
واژه های ساده اما زیبا و زیبا تر در کنار هم که به اثر عمق میدن ...
موفق باشی .
خوبه خانوم . . .
ولی تلاش کن شاد باش و بنویسی که جنبش نیاز به لبخند داره مخصوصا لبخن های زیبا
گره بگا ز پیشانی برادر
بخند و خنده ی خود را عیان کن
که هر عمامه بر سر را
که از غم خوردن تو
اینچنین سرمست و مسرور است
نا امید از ناامیدی جوانان وطن سازی
تو بداني آسمان ديدگانم را نه ابري جز به روياي تو آكنده چه خواهي كرد؟
لطف داری خانوم . . . ممنون از تشویقتون
من را در آغوشت فشردی نه به خاطر آرامش من و نه به خاطر دلتنگی سال ها انتظار ، برای فرار از عذاب عشق من و بهانه ای دیگر برای گفتن ، که یعنی رنج هایم را جبران کردی ، بی خبر از فاجعه ی گرمای وجودت
و از آن روز که تو
من را
دیدی
دانستم
که تو لجبازتری . . .
از باران
از هر کوه
من
از آن روز
دگر می دانم
آسمان از حسد همت تو می بارد
و ابرها
چون
قامتت
بر نوک آن کوه بدیدند
چنین میبارند
و جز این نیست که تو
ابرها . . .
بارانها . . .
کوه ها . . .
همه درسیطره ی
سایه ی همت خود
می داری
و تو
در خواستن خویش
ز هر نیرویی
سخت لجبازتری
لبخند بزن
اون شعر که من ادامه دادم ماله کیه؟
من 1تیکشو تو بلگ قدیمی 1 نفر پیدا کردم ...
1 tashihe koochik tooSh anjam shoD
houm?
man hanoozam nafahmidam oon sher male koodoom bandeie khodaiee bodeh?
ارسال يک نظر
<< Home