BoredBrown

I am so bored

نام:
مکان: اردبیل, Iran

2009/10/12

میدانستم



گریه میکردی
سرت را به سینه ام میفشردی و انگشتانم تک تک اشک هایت را در قلبم جا میداد و تنگ ترش میکرد
گریه میکردی
نه به خاطرگل های سفید و صورتی پلاسیده ی گلدان جلوی پنجره
نه به خاطر تصادفی که صبح دیده بودی و دلت نمیامد برایم تعریف کنی
نه به خاطر کبوتری که راهش را گم کرده بود و خود را به پنجره میکوبید
نه به خاطر مادر جان که سرفه امانش را بریده بود
نه...
به خاطر من
منی که میدانستم
میدانستم دلت پرمیزند برای قوس کمرش در پیراهن سرخ...
و تنها حلقه ام را میچرخاندم دور انگشتم


15 Comments:

Anonymous ahangar said...

من
پری كوچك غمگینی را

می شناسم كه در اقیانوسی مسكن دارد

و دلش را در یك نی لبك چوبین

می نوازد آرام آرام

پری كوچك غمگینی كه شب از یك بوسه می میرد

و سحرگاه از یك بوسه به دنیا خواهد آمد

10/12/2009 10:11:00 PM  
Anonymous سعید مدنی said...

پیراهن سرخ و قوس کمر . ترکیبی بسیار تاثیر گذار و زیبا ، همراه با یقین . نه کفتن به یک فضای رمانتیک و صورتی در برابر نیاز به دیدنت . و گریه یعنی شوق و صداقت در برابر غرور و بی اعتنایی تو . و دور چرخش تکراری حلقه . در ورای فضای صادقانه و پاک شعر احساسی از پوچی به دست میدهد . لذت بردم .

10/13/2009 01:43:00 PM  
Anonymous ناشناس said...

ببینم تو که این لحظه هارو تجربه نکردی...پس...تخیل عجیبی داری!!!

10/13/2009 06:37:00 PM  
Anonymous ناشناس said...

این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

10/13/2009 08:48:00 PM  
Anonymous مهرداد said...

درود

عالی بود. انسان رو تا بی کران خیال می برد. مثل یک رویا بود. لذت بردم.

هزاران گل سرخ

10/14/2009 07:32:00 AM  
Anonymous سعيد جعفري said...

دلم گرفته !

كمي ســـه تار بزن ....

تمام غربت آئينه را هوار بزن ....

و حرفهاي دلت را كه مثل من تنهاست ، بخوان و در غزلت شاعرانه جار بزن.

10/15/2009 03:31:00 PM  
Anonymous ShAhiN said...

واژه های ساده اما زیبا و زیبا تر در کنار هم که به اثر عمق میدن ...

موفق باشی .

10/15/2009 09:53:00 PM  
Anonymous Cb30b said...

خوبه خانوم . . .
ولی تلاش کن شاد باش و بنویسی که جنبش نیاز به لبخند داره مخصوصا لبخن های زیبا
گره بگا ز پیشانی برادر
بخند و خنده ی خود را عیان کن
که هر عمامه بر سر را
که از غم خوردن تو
اینچنین سرمست و مسرور است
نا امید از ناامیدی جوانان وطن سازی

10/16/2009 02:11:00 PM  
Anonymous سعيد said...

تو بداني آسمان ديدگانم را نه ابري جز به روياي تو آكنده چه خواهي كرد؟

10/17/2009 03:15:00 PM  
Anonymous cb30b said...

لطف داری خانوم . . . ممنون از تشویقتون

10/17/2009 09:38:00 PM  
Anonymous آشنا said...

من را در آغوشت فشردی نه به خاطر آرامش من و نه به خاطر دلتنگی سال ها انتظار ، برای فرار از عذاب عشق من و بهانه ای دیگر برای گفتن ، که یعنی رنج هایم را جبران کردی ، بی خبر از فاجعه ی گرمای وجودت

10/23/2009 01:17:00 AM  
Anonymous Cb30b said...

و از آن روز که تو
من را
دیدی
دانستم
که تو لجبازتری . . .
از باران
از هر کوه
من
از آن روز
دگر می دانم
آسمان از حسد همت تو می بارد
و ابرها
چون
قامتت
بر نوک آن کوه بدیدند
چنین میبارند
و جز این نیست که تو
ابرها . . .
بارانها . . .
کوه ها . . .
همه درسیطره ی
سایه ی همت خود
می داری
و تو
در خواستن خویش
ز هر نیرویی
سخت لجبازتری

لبخند بزن

اون شعر که من ادامه دادم ماله کیه؟
من 1تیکشو تو بلگ قدیمی 1 نفر پیدا کردم ...

11/07/2009 12:52:00 AM  
Anonymous Cb30b said...

1 tashihe koochik tooSh anjam shoD

11/08/2009 12:29:00 AM  
Anonymous Cb30b said...

houm?

11/28/2009 12:17:00 AM  
Anonymous cb30b said...

man hanoozam nafahmidam oon sher male koodoom bandeie khodaiee bodeh?

11/30/2009 09:42:00 PM  

ارسال يک نظر

<< Home